در شهربابک تنها طرحی که خوب اجرا می شود پارتی بازی است

             ناله را هر چند که میخواهیم که پنهانش کنیم      سینه درد امد وگفت فریاد کن
انچه در شهربابک برای بسیاری از خانواده ها درد اور است چشم به همسایه دوختن وپول دراوردن وزندگی مرفع داشتن در اولویت است  وقتی صحبت از درامد شود یک راست  ذهنمان درگیر معادن ومس شهربابک ومیدوک وسرچمشه  می گردد .خانواده ای درد می کشد که پارتی ندارد وحتی یکی از خانواده اش نتوانسته در این کانون پول اور سهمی داشته باشد وشده اینه دقی برای بسیار از مردم شهربابک وقیاسها واهی  ونتیجه ان افسردگی وسردرگمی .وقتی تحلیل وبررسی صورت بگیرد درصد بالایی از شاغلان در این معادن وابستگی خاصی به  هم داردن یعنی با رابطه به هم وصل شده اند بسیار از خانواده ها  زن ومرد وبچه ودختر همه در شرکت مس وشرکت های تابعه مشغول شده اند . واگر شرکتی ثبت داده شده است مربوط به همان مدیران ویا وابستگان نسبی انها است وانها بر اساس قومیت شناسی دوستان واشنایان خود را وارد گود پول می نمایند واینجا بی چاره کسی است که پارتی ورابطه حسنه با مدیران ورابطان جذب نیرو نداشته باشد وباید در حسرت و اندوه بماند شاید که خدا فرجی کند وحقی را به حق دار برساند .وپارتی را از راه برساند که برای بیچارگان پارتی هم نایاب خواهد شد پس انچه معظل است پارتی وروابط بازی است که جایگزین ضوابط در شرکتها وبه طور کلی در سازمانها اطراف ما شده است وبه طور کلی چند کلمه ای در مورد این لفظ شیرین یعنی پارتی مطالبی را خواهیم راند تا بهتر به درد این جامعه واقف شویم 
 در جامعه ما وبه طور مشهود در شهرستان شهربابک ما معضلی که تشدید آن توانسته  به  عنوان عاملی تاثیر گذار در زمینه سازی برای ایجاد فساد تبدیل شود،رواج  و شیوع پارتی بازی است ، اساسا به دلیل زیر پوستی بودن این معضل،نمی توان آمار دقیقی از میزان شیوع چنین معضلی در جامعه ارائه کرد،اما هر آنچه است،این مشکل به اندازه ای در جامعه ظهور و بروز پیدا کرده که بخش قابل توجهی از مردم معتقدند برای گره گشایی و تسهیل امور و اهداف اداری خود باید به آن متوسل شوند.

پارتی بازی به واقع به جایگزین شدن رابطه به جای ضابطه تعبیر می شود که در آن امر یا هدفی با اتکاء به نفوذ شخصی، فرد یا گروهی که از ارتباطات خاصی برخوردار هستند،محقق می شود.

پارتی‌بازی در محیط کار و خویشاوندگرایی می‌تواند فرهنگ محل کار را از بین برده و اغلب کارمندان را در نقش‌هایی قرار دهد که از عهده انجام آن‌ها برنخواهند آمد.
پارتی‌بازی اغلب زمانی رخ می‌دهد که سیاست‌های ضعیف و رهبری آموزش‌ندیده بر سازمان حکم‌رانی کنند و همین امر باعث می‌شود تا بدون دلیل موجهی، از استخدام نامزدهای واجد شرایط جلوگیری شود.
پارتی‌بازی چیست؟
در ساده‌ترین شکل، خویشاوندگرایی با پارتی‌بازی در محیط کار، ترجیح دادن خانواده و دوستان بر دیگران برای دسترسی فرصت‌های درون محل کار است.
این فرصت‌ها می‌تواند شامل استخدام، ترفیع، تفویض پروژه‌های نان‌وآب‌دار، استفاده از شیفت‌های مناسب یا هر فرصت آشکار دیگری در محل کار باشد. این کار اگرچه غیرقانونی نیست، اما پارتی‌بازی یکی از مخرب‌ترین شیوه‌هایی است که یک مدیر می‌تواند از آن در محیط کار خود استفاده کند.
این عمل نه‌تنها راهی ناعادلانه برای ارتقاء رتبه کارمندان است، که حتی باعث محدودیت دسترسی کارمندان به فرصت‌ها می‌شود.
پارتی‌بازی در محیط کار توانایی شرکت را برای ایجاد گروه‌های معتبر و تاثیرگذار، ارتقاء استعدادهای برتر، توسعه همکاری‌های سازمانی، گسترش دانش مشترک و حفظ نیروهای خوب را به طور کلی قطع می‌کند.
پارتی‌بازی افراد اشتباه را در موقعیت‌های اشتباه قرار می‌دهد. علاوه بر این کارمندان یا کاندیداهای شغلی واجد شرایط را از توسعه حرفه خود و همکاری برای تولید بهترین خدمات، محصولات و سیاست‌ها باز می‌دارد.
انواع پارتی‌بازی در محیط کار
به‌طور کلی دو نوع پارتی‌بازی یا خویشاوندگرایی وجود دارد: پارتی‌بازی متقابل و پارتی‌بازی مبتنی بر حق (استحقاقی).
اگرچه هردوی این روش‌ها ناعادلانه‌اند، ولی اهداف متفاوتی را دنبال می‌کنند و انگیزه‌های پشت آن‌ها با یکدیگر فرق دارد.
پارتی‌بازی متقابل زمانی رقم می‌خورد که یکی از اعضای خانواده به دلیل ملاحظات مالی، مسائل وفاداری، تمایل به یک رابطه خانوادگی بهتر یا هنجارهای فرهنگی، موقعیتی را بپذیرد.
خویشاوندگرایی استحقاقی زمانی است که شخصی فقط به این دلیل که یکی از اعضای خانواده‌اش در یک شرکت کار می‌کند، احساس می‌کند برای گرفتن یک شغل یا ترفیع رتبه محق است. این نوع پارتی‌بازی اغلب در مشاغل خانوادگی رخ می‌دهد.
نمونه‌هایی از پارتی‌بازی (یا طرفداری) در محیط کار
توزیع بار کاری: کارفرما یا مدیر حجم کار را به طور مساوی تقسیم نمی‌کند. برخی از کارمندان نسبت به سایرین بار کاری سنگین‌تر یا نامطلوب‌تری دارند.
کانال‌های بازخورد انتقادی: اطلاعات مهم مرتبط با کار، فقط با کارمندان خاصی به اشتراک گذاشته می‌شود.
ترقی سریع: در این موقعیت کارمندان نالایق دارای پارتی، مسیر مستقیم و راحت‌تری نسبت به سایر کارکنان برای گرفتن ترفیع و پیشرفت سازمانی دارند.
نزدیکی مدیر و کارمند: رئیس هر روز با گروه خاصی از افراد معاشرت می‌کند و با دیگران وقت نمی‌گذراند. اگرچه این رویه از نظر فنی در بیشتر موارد مغایر با قوانین نیست، اما باعث می‌شود سایر اعضای تیم این پیام را دریافت کنند که به یک اندازه ارزش ندارند.
عادات بد نادیده‌گرفته‌شده: کارمند خاصی هر روز دیر به سر کار می‌آید یا به طور مکرر بدون اصلاح رفتارش اشتباه می‌کند، در حالی‌که دیگران وقتی همین کار را انجام می‌دهند مورد سرزنش قرار می‌گیرند.
انتخاب پروژه: برخی از کارمندان به خاطر وجود پارتی‌بازی در محیط کار می‌توانند کارها یا پروژه‌های مورد علاقه‌شان را انتخاب کنند، در حالی‌که کارمندان عادی عموما چنین حق انتخابی ندارند.
پارتی‌بازی از دلایل فرار مغزها
متاسفانه در بعضی سازمان‌های ایران پارتی‌بازی به یک قانون تبدیل شده است، به این معنا که افراد پس از بازنشستگی می‌توانند یکی از اعضای خانواده‌شان را جایگزین خود کنند، پارتی‌بازی در استخدام یک آسیب اجتماعی است، در سازمان‌های ایران به تناسب شغل و شاغل توجه نمی‌شود که این امر در بلندمدت سازمان مربوطه را دچار عدم بهره‌وری و سوءمدیریت می‌کند.

علمی نبودن جذب نیرو و نگاه هزینه‌ای داشتن به منابع انسانی در سازمان‌های ایران، از جمله علل بروز پارتی‌بازی است و یکی از دلایل ظهور پدیده فرار مغزها است.

در جامعه ای که روابط جای ضوابط را گرفته باشد، پارتی بازی اصل و اساس همه فعالیت های اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و قانونی می شود. هرچند فقدان ضوابط و قوانین درست و ثابت نیز یکی از بزرگترین مشکلات مملکت ماست که خود باعث گسترش پارتی بازی شده است.

جالب است چه بسا در بسیاری زمان ها و موقعیت ها که بسیاری از کارهای ما در سازمان های مختلف حتی بدون پارتی و پارتی بازی هم اگر شیوه و روال طیبعی خود را طی کند قابل انجام است اما ما به دلیل جا افتادن این فرهنگ همچنان به دنبال پارتی و آشنا می گردیم.

به هر حال اکنون به جای شعار یا اظهار تأسف،  برای مبارزه با آن، خلأ قانونی وجود ندارد، فقط کافی است قانون اجرا شو
 

شهربابک عزیرم هر شش صیغه(من<تو<او<ما<شما<ایشان)در نابودیت سهامدار هستیم

این روز ها از هرکجا که عبور کنیم به هر جا که سر بزنیم حرف از انتخابات گذشته ونماینده شهر  به گوش می خورد انتخابی که همین مردم برای سرنوشت شهرستان شهربابک  سر ودست ها شکستن تا شاید شهر اباد شود ویه اپیدمی هر چهار سال یکبار در شهربابک پا به عرصه ظهور می گذارد وسینه چاکان آباد گر شهر یا به زبانی ساده تر منفعت طلبان شخصی چنان شور وشعفی ایجاد می کنن که تنیجه ای بدست خواهد امد که مشخص می شود در هر دوره عقل مردم رو به زوال کشیده شده  وشهر را تا قهقرای نابودی وعقب افتادگی سوق داده اند ، سرنوشتی که هر گونه قلم بزنیم رقم می خورد خوب یا بد، سرنوشت ما به دستان خود ما رقم می خورد  .
به ظاهر با تفکری قدرتمند و به دور از احساس وارد در انتخاب نمودن   نماینده ای قدرتمند  می شویم به امید وارزویی که شهر را از این وضعیت نابسامان بیرون ببریم؛ آری وضعیت کنونی شهرستان ما نابسامانی های بسیاری را در خود دارد که ثمره دیدگاه تک تک همشهریان است اگر همشهریان  با انتخابی اصلح به دور از محله گرایی، قوم گرایی و احساسات، فردی را برای کرسی مجلس انتخاب می کردن که سوای از میزان پولی که خرج می کرد معیاربود؛ تعداد جلسه هایی که برپا می کند معیار بود؛ جمعیتی که به دبنال خود راه می انداخت بود؛ معیارها برنامه ها و قول هایی که در ماورای فضای عقلانی  می دادن بود؛  امروز  واین هر چهار سال یکبار  وضعیت شهر این نبود  وعده هایی که این وعده ها هر چها سال یکباره مردم شهر را می فریبد .هر چی فکر می کنم می بینم حق این شهر است مردمی که از روی تعقل کاری نکنن سزایشان بیشتر از اینها است این چه سرزمینی است که مردمش باید همیشه سر به گریبان باشن واحساس گرا وبه اینده و نتیجه کارشوان اصلا توجه ندارن و چه می شود وچه دعا وثنایی در کار است که  شخصی که به انتخاب  همین مردم  کرسی نشین مجلس میشود و با حمایت مردم این دیار وارد مجلس می شود فراموشی می گیرد  یادش می رود  که مردمان زیادی در شهری با مشکلات فراوان منتظر اجرایی شدن وعده ها و قول های قبل از متخب شدن  هستند شاید نیست ویادش می رود که زمستان های شهربابک  تبدیل به تابستانی گرم وسوزان شده وخشکسالی  اش اشک کشاورزان را در مرگ درختان جاری می کند و یادش  میرود که همه  جوانان این دیار  روابط وپارتی ندارن و از بیکاری زیاد با دلی پر از اندوه و ملال ترک دیار می کنند برای کار؛ یادش می رود که صنعتگران ومعدن دستخوش بومیانی گشته که فقط وفقط مجری گرای مرکز نشین هستن واختیاراتشات در حد پرداخت یه شیر وکیک شده در حالی  که این گونه صنعت ها در هر کجای دنیا که باشن  وظیفه داردن ومکلف خواهند بود که به این شهر خدمات ویژه وشایسته دهند  در حالی که در جایی دیگر وبرای از ما بهتران مجلس بزم و شادی وسفره رنگین پهن می کنن و به شهر به چشم ناپدری ونا مادری در حد بخور نمیر صدقه می دهن وشاید منتخب مردم یادش نمی ماند که انتخابات مجلس بعدی پشت در کمین کرده و چشم به هم نزده خواهد شد . سخنی  با تمامی بزرگوارانی که کاندیدای سینه چاک در هر دوره وارد گود زور خانه انتخابات می شون و متاسفانه شکست انها را نا امید می کند و پس از انتخابات شهر را رها می کنن ودر شهری دیگری جهت رفاهی بهتر امرار معاش می کنن ، شهربابک عزیزم امروز مادری شده ومادر توان خرج مخارجش را ندارد وپدری دلسوز ندارد که درد مادر را بفهمد آقا یانی که خودر را نماینده این شهر می داند ودایه خدمت رسانی را دارید .« اول و برتر شدن بسیار آسان و راحت اما اول و برتر ماندن کاری بس دشوار و نیاز به تلاش مجددانه دارد». پس فرزندان شهربابک باید 
کاری کنید که در دوره های بعد ی هم در راه است .
                  من از بی نوایی نیم روی زرد     غم بی نوایان رخم زرد کرد 
                 تمام شهر می دانن که           ناکس کس نمی گردد از این بالا بلندی ها